|
دانشجویان دندانپزشکی کرمان ورودی 89 ㋡ ㋡ Welcome ㋡
| ||
این پست ثابت است. پست های جدید پایینتر.لطفا جزوه ها رو سریع تحویل بدیـــــــــــن!!!! ![]() ![]() بعد از عید - هفته هشتم شنبه : آسیب ن: - یک شنبه :- دوشنبه : آسیب ع: فتح الله نژاد - سارانی سه شنبه : آسیب ن :صفری - ستایی -قربانی بهداشت : - چهارشنبه : ایمنی ن: زاهدی- اسمعیلی جنین و بافت ن: امیری ایمنی ع:- پنج شنبه : جنین ن: مخلصی ایمنی ن: نیک نفس سنجی برنامه هفته های گذشته طبقه بندی: NeWs، سلام بچه ها اگه خدا بخواد همگی 11ام یا 12 ام دازیم میریم خونه.... بعد از اون هم همگی واسه امتحانات تشریف میاریم .... میدونم که وقتی خونه هستیم حوصله در س و جزوه رو هم نداریم
از همکاریاتون!!!!!ممنون [ سه شنبه 2 خرداد 1391 ] [ 15:58 ] [ الهه وزاوندی ]
ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا هستیم. یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهرهاش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل میگیرد و سر میز مینشیند. سپس یادش میافتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند میشود تا آنها را بیاورد. وقتی برمیگردد، با شگفتی مشاهده میکند که یک مرد سیاهپوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه ... به قیافهاش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست! ادامه مطلب [ شنبه 19 فروردین 1391 ] [ 17:28 ] [ ایمان نیک نفس ]
1.دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن. پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.» پیرمرد دوم: «اِ... چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا... اسم رستوران چی بود؟» پیرمرد اول کلی فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چیزی یادش نیومد. بعد پرسید: «ببین، یه حشره ای هست، پرهای بزرگ و خوشگلی داره، خشکش می کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه می دارن، اسمش چیه؟» پیرمرد دوم: «پروانه؟» پیرمرد اول: «آره!» بعد با فریاد رو به پیرزنها: «پروانه! پروانه! اون رستورانی که دیروز رفتیم اسمش چی بود؟!!!» ادامه مطلب این دفعه من می خوام از سال نو و اینا حرف بزنم ولی بر خلاف همیشه نمی خوام یه مطلب طولانی بنویسم ! فقط میخوام به جای تبریك و اینا یه جمله بهتون عیدی بدم !!! برو ادامه مطلب ، 1دقیقه اون جمله رو بخون ، ولی در طول سال 91 توی ذهن خودت هر روز مرورش كن ! هر روز ! چون بهت انرژی میده . میدونم همین الان كه بخونیش تا آخر شب هزار بار پیش خودت تكرارش می كنی !!! میگی نه امتحان كن ... ! اول حس بگیر بعد برو ادامه مطلب ! [ یکشنبه 28 اسفند 1390 ] [ 21:07 ] [ ایمان نیک نفس ]
تولد عید شما مبارک!!
امیدوارم درس خوندن بشه عادت!!!:-) ![]() ... ![]() دارم خودمو واسه سفره ای که قراره سه شنبه ۹۱/۱/۱ ساعت ۸ و ۴۴دقیقه و ۲۷ثانیه!! بچینم آماده میکنم ،تا شاید لیاقتشو داشته باشم... هفت سین امسالمو هفت سینِ دیگه ای میسازه: .سـوگندی را درسفره ام قرار داده ام که با آن به باران بهاریش قسم بخورم ,که درلحظاتم 'خدا' را فراموش نکنم و همواره عاشقش باشم. .سـختی را باجان خریدم وبه سفره ام افزودم ,چراکه اگرنباشدازپادرخواهم آمد...شنیدم که همیاشه چندقدم آخر'سخت ترین'قسمت راه است .ســهراب را به سفره ام دعوت میکنم تاپیرسفره ام شود و با آواهای "هلا (... .و تنهابه تماشای چه ای؟ بالا,گل,یک روزه نور پایین ,تاریکی باد, بیهوده مپای , شب از شاخه نخواهد ریخت و دریچه خدا روشن نیست. راهی شو راهی شو,که گردش ماهی شیاراندوهی درپی خود نهاد ) با' پادمه اش، دورنزدیکها و تارایش " انس گیرم وهدفم را بیابم ،تا مثل ماهی قرمزتنگم همواره درجنبش باشم وچون سبزه ام شاد و جوان باشم و چون سکه باارزش ... .ســادگی راکه هیچ وقت از رونق نرفت ،سرور سفره ام میگذارم، تا مد امسال و تمام سالهای دیگر زندگیم شود؛ و آنگونه زندگی انتزاعیم را معنا بخشد که بدی هیچ کس را باورنکنم، برای همه لبخندبزنم و همیشه شادباشم. "ساده باشیم ساده باشیم چه درباجه ی بانک چه درزیردرخت..."" .ســکوتی معنادار را درگوشه ی سفره ام میچکانم تا درموقع ناروا گفتن هایم، زخم زبان زدن هاو ادعاکردن هایم، آنرا بر نفسهایم بچکانم. ولی هروقت دانستم ، عاشق شدم، یا متنفر شدم ، ازسکوتم بترسم و فریــــاد بزنم... ســاعت را فراموش نخواهم کرد؛" ساعت گیج زمان درشب عمر؛ میزند پی درپی زنگ دنگ..دنگ.. لحظه هامیگذرد; دنگ... فرصتی ازکف رفت قصه ای گشت تمام؛پرده ای میگذرد ؛پرده ای می آید تاحالاشده ازخودمون بپرسیم لحظه سال تحویل منتظرچی هستیم؟چرااین دنگ دنگ آخری ساعت اینقد عجیبه؟دنبال چی میگردیم؟ شاید دنبال خودگمشدمون هستیم ؛شایدامسال... ســپیدی؛ چرارنگ سفره ام را سفید انتخاب نکنم؟ تا روحم همواره سرشار از محبت و سادگی و احساس باشه تا مبادا سنگدلی و سخت دلیم ، چشم وگوشم رو ببندند و از دنیای خوبیها وراستیها فاصله گیرم... به قول کلاه قرمزی" : آی مجری آی مجری...تولدعیدشما مبارک!!" !! ![]() ، دوستان عیدهمگی پیش پیش مبارک سال وعیدتون سبزِ سبز ِسبز ![]() [ شنبه 27 اسفند 1390 ] [ 20:24 ] [ الهه وزاوندی ]
اخطار : این نوشته بیشتر حالت speak to myself داره و اصلا هم چیز جالبی از آب درنیومده ( بی تعارف ، لازم نیس بگید چون خودم میدونم!) ولی تنها چیزی بود که دوس داشتم واسه تبریک سال نو و آخرین پست سال 90 بذارم. پس حوصله و وقت نداری نخون ، بی شوخی! خلاصه اش اینه : سال نو همگـــی مبارکـــــ آخه گفتم ممکنه چند روز آینده بقیه هم بیان تبریک بگن و یه کم ترافیک بشه! :دی طبقه بندی: HaViJoOrI!!!، [ سه شنبه 23 اسفند 1390 ] [ 12:03 ] [ ایمان نیک نفس ]
"جمعی از خاطرات را کنار هم نهادیم ، به امید اینکه خاطره ای از جماعت را کنار هم نهاده باشیم!" "ماری کوری" اَدامه داستان... ادامه مطلب [ سه شنبه 23 اسفند 1390 ] [ 11:10 ] [ آرمان رستگاریان زاده ]
ک مثل کپل گ مثل گردو ب مثل بهار فکر کن بسیار پ مثل پسته م مثل موش خ مثل خونه آ مثل آواز ادامه مطلب [ پنجشنبه 18 اسفند 1390 ] [ 22:55 ] [ ایمان نیک نفس ]
[ یکشنبه 14 اسفند 1390 ] [ 14:16 ] [ عباس خالقی ]
[ دوشنبه 1 اسفند 1390 ] [ 20:40 ] [ الهه وزاوندی ]
با سلام خدمت بچه های کلاس شروع ترم 4 رو به همه ی دوستان تبریک می گیم امیدوارم اول و اخر ترم خوبی داشته باشیم همون جور که می دونیم مسئول جزوه نویسی این ترم من(خ وزاوندی) و خ ملک محمدی هستیم اول نکاتی رو که با اکثر بچه ها هماهنگ کردم باید خدمتتون عرض کنم : ادامه مطلب طبقه بندی: In ClAsS...، [ دوشنبه 1 اسفند 1390 ] [ 19:51 ] [ الهه وزاوندی ]
با سلام نمرات مقدمه دندانپزشکی روی برد آموزش زده شده.گفتم که اگه خواستین برین ببینین. [ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 13:17 ] [ آرمان رستگاریان زاده ]
سلـــــــــــــــام !!! امیدوارم حسابیتا اینجا تعطیلات خوش گذشته باشه. راستش این پست رو نمیخواستم بذارم اما به دلیل قولی که به کسی داده بودم خواستم بهش عمل کرده باشم!!! اما قبل از رفتن به ادامه ی مطلب باید بگم که قصد هیچگونه توهینی به کسی نداشتم اگه دیدین بده بذارید پای بی استعدادی ما( من و لیلا), پس لطفا یه ذره جنبه به خرج بدین. این پست قرار بود تابستون ارائه!!!!!؟؟؟؟ بشه ولی به دلایلی امکانش نبود. توضیحات:خوب باید از شماره ی 1 تا 11 رو حدس بزنید چه کسایی میتونن باشن و اگه نتونستید تشخیص بدین فکر نکنید که بد کشیدم هاااااا!!! همشون که نباید ساده باشن بد کشیدم تا به همین راحتی به کسی جایزه تعلق نگیره!! ادامه مطلب [ شنبه 15 بهمن 1390 ] [ 18:45 ] [ عاطفه متقیان ]
[ شنبه 15 بهمن 1390 ] [ 17:00 ] [ ایمان نیک نفس ]
از ترس و خجالت سرشو بالا نمیگیره. سعی میکنه تا جایی که میشه از تیررس نگاه خیره من دور بمونه. یواشکی عقب میخزه و تلاش میکنه پشت بقیه خودشو قایم کنه... CoNtiNue
سلام و خسته نباشید به همه همکلاسیای خرخون که دارن کتابا رو تیکه تیکه میکنن! ![]() میدونم کسی با این حجم درسا و امتحانا فرصت اومدن به وب رو دیگه نداره ولی این دلیل نمیشه که من پست نذارم! ![]() چندتا لینک تو آرشیوم بود که خیلی جالبن و خودم دوستشون دارم ، گفتم بذارم که شماهام یه فیضی ببرید و اگه حوصلتون سر رفته بود یه کوچولو خستگی درکنین. ![]() بفرمایید: ( من به همون اسمی که خودم صداشون میکنم مینویسم!! نخندین! ) فلش کوچولو اینو خیلی دوست دارم! این شاید قدیمی باشه : بازی فکرخوان ... اگه گفتین رمز بازی چیه؟!! ![]() BioMotionLab یادم نیست از کجا آوردمش ولی جالبه! و جالبترین لینک که شاید نمونه هاش رو قبلا هم دیده باشین :اینجا فقط با یک کلیک! توصیه میکنم این لینک آخر رو از دست ندین! یه کار خلاقانه است که توی برنامه های مختلفش میتونین بلاهای مختلفی سر آقاهه در بیارین یا برعکس! مثلا سرشو بکنین توی سطل آب ، دنبال خودتون بکشینش و ... خودتون امتحان کنین خب! * راستی اون بازیهایی که توی چندتا لینک اولی گذاشتم همشون با برنامه HTML 5 ساخته میشن که خیلی برنامه کاربردی و جالبیه و کلی مدلهای دیگه هم باهاش ساخته شده که نمونه هاشون رو اینجا میتونین ببینین. چندتا لینک بامزه دیگه هم بود که پیداشون نکردم و چون جزوه های میکروب دارن چشمک میزنن میذارم واسه دفعه آینده! نظرتون رو هم بگید خوشحال میشم!! ![]() go0d luck!!
طبقه بندی: FuNnY:D،
آقا میگن عدد سیزده نحسه .....
این کاملا اشتباهه...
براتون ثابت میکنم...... بعد از 22 آذر حالا 22 دی
بعد تولد اون شغال در 22 آذر... حالا....حالا.... حالا بیا تو [ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 23:29 ] [ عباس خالقی ]
|
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||